نقش معماران تأثیرگذار در شکل‌گیری سازه‌های سبک

معماران تأثیرگذار در تاریخ سازه‌های سبک

فهرست مطالب

نقش معماران تأثیرگذار در شکل‌گیری سازه‌های سبک از جایی آغاز شد که نگاه سنتی به «جرم و سنگینی» به چالش کشیده شد. آن‌ها با الهام از طبیعت و بازتعریف مفهوم سازه، نشان دادند می‌توان با حداقل متریال، حداکثر دهانه را پوشش داد و فضاهایی بدون ستون‌های مزاحم خلق کرد.

نتیجه این تغییر نگرش، تولد سازه‌هایی چون سایبان و سقف متحرک بود که به‌جای تکیه بر جرم بالا، بر هندسه هوشمند، توزیع صحیح نیرو و استفاده از کابل، غشا و فولاد سبک استوار شدند.
سازه‌های سبک امروز، ثمره تفکر معمارانی هستند که جرأت کردند از بتن و آجر فاصله بگیرند. آن‌ها نه با حذف سازه، بلکه با بازتعریف آن به اینجا رسیدند. در این مقاله تیوان، با ذهن‌هایی آشنا می‌شوید که مسیر این تحول را ساختند. با ما همراه باشید.

چرا معماران به سمت طراحی و استفاده از سازه‌های سبک حرکت کردند؟

پاسخ به این سوال ساده است؛ طبیعت، زودتر از انسان این مسیر را رفته بود!
پوسته تخم‌مرغ با ضخامت کمتر از نیم میلی‌متر، بارهای فشاری قابل توجهی تحمل می‌کند. تار عنکبوت با قطری چند میکرون، در برابر کشش از فولاد قوی‌تر است. برگ‌های بزرگ گیاهان استوایی با رگبرگ‌هایی شبیه به شبکه‌های مهندسی، بارهای باد و باران را توزیع می‌کنند. معماران این الگوها را دیدند و پرسیدند: «چرا ما اینقدر سنگین می‌سازیم؟»

در اواسط قرن بیستم، نیاز به فضاهای بدون ستون به شدت احساس می‌شد. استادیوم‌های ورزشی، سالن‌های نمایشگاه و پایانه‌های مسافربری، نیاز داشتند تا دهانه‌هایی بزرگ را بدون مزاحمت ستون‌های قطور پوشش دهند. مصالح سنتی برای این کار بسیار سنگین و گران بودند. معماران دریافتند که برای غلبه بر جاذبه، نباید با جرم زیاد با آن جنگید؛ بلکه باید با فرم صحیح، نیروها را مهار کرد.

این جست‌وجو برای سبکی، در نهایت به آنچه امروز با عنوان طراحی سازه چادری می‌شناسیم منتهی شد؛ سازه‌هایی که وزن ندارند اما استحکام دارند.

نقش معماری مدرن در تغییر نگرش به وزن و ساختار سازه‌ها

معماران تأثیرگذار در تاریخ سازه‌های سبک

معماری مدرن با یک سوال ساده شروع شد: «آیا این ستون واقعاً لازم است؟»

این سؤال به ظاهر ساده، همان انقلاب ذهنی بود. تا پیش از آن، معماری یعنی انباشتن؛ سنگ روی سنگ، آجر روی آجر، وزن روی وزن!
اما، مدرنیسم پیشنهاد داد که شاید بتوان با کمتر، بیشتر گفت. میس ون در روهه (Mies van der Rohe) این ایده را در جمله‌ای کوتاه خلاصه کرد: «Less is more». او نمی‌دانست این جمله روزی به اصل طراحی سازه‌های سبک تبدیل می‌شود.

نکته مهم اینجاست که مدرنیسم «سبُکی» را از یک ضرورت فنی، به یک ارزش زیباشناختی تبدیل کرد. در این تفکر جدید، وزن زیاد دیگر نشانه امنیت نبود؛ بلکه نشانه عدم مهارت در طراحی و هدر دادن مصالح تلقی می‌شد. این تغییر نگرش فلسفی، بستر ذهنی لازم را برای پذیرش سازه‌های غشایی و کابلی فراهم کرد.

تأثیر متریال‌های نوین بر شکل‌گیری سازه‌های سبک

هرچقدر هم که ایده یک معمار درخشان باشد، بدون متریال مناسب، روی کاغذ باقی می‌ماند. جهش بزرگ در سازه‌های سبک زمانی رخ داد که «علم مواد» (Material Science) به کمک معماری آمد.

پیشگامان سازه‌های سبک با یک مشکل اساسی روبرو بودند؛ متریال‌های سنتی یا خیلی سنگین بودند یا در برابر کشش از خود ضعف نشان می‌دادند. جایگزینی تیرهای ضخیم با کابل‌های فولادی پرمقاومت و استفاده از پارچه‌های مهندسی‌شده به جای سقف‌های صلب، قواعد بازی را تغییر داد. در سازه‌های سنتی، متریال‌ها عمدتاً تحت فشار کار می‌کنند (مثل آجر روی آجر)، اما در سازه‌های سبک، متریال‌ها تحت «کشش» هستند. برای درک بهتر این موضوع، اگر می‌خواهید با مکانیزم انتقال نیرو در این سیستم‌ها آشنا شوید، ابتدا باید بدانید سازه کششی چیست و چه تفاوتی با سازه‌های فشاری دارد. در جدول زیر، می‌توانید اصلی‌ترین متریال‌های به‌ کار رفته در سازه‌های سبک را ملاحظه و با هم مقایسه کنید:

متریالویژگیکاربرد در سازه سبک
پارچه PTFEمقاومت بالا در برابر UV و حرارتسقف‌های چادری دائمی
پارچه PVCانعطاف‌پذیری و قیمت مناسبسایبان‌های موقت و نیمه‌دائم
کابل فولادی پیش‌تنیدهمقاومت کششی استثناییشبکه نگه‌دارنده غشا
آلومینیوموزن پایین با عمر بالااسکلت و اتصالات سازه
ETFE (فیلم شفاف)عبور نور طبیعی با عایق حرارتیسقف‌های شفاف و سبک

رابطه فرم، عملکرد و سازه در طراحی سازه‌های سبک

در سازه‌های پارچه‌ای و کابلی، فرم تابع نیرو است. شما نمی‌توانید هر شکلی را با پارچه بسازید؛ پارچه باید به شکلی کشیده شود که در تمام نقاط دارای تنش باشد تا در برابر باد و برف پایداری خود را حفظ کند. اینجاست که مفهوم «سطوح مینیمال» (Minimal Surfaces) مطرح می‌شود؛ یعنی کمترین سطح ممکن برای پوشش یک فضا. به همین دلیل است که اکثر سازه های چادری دارای فرم‌های زین‌اسبی، مخروطی یا قوسی هستند. در این معماری، زیبایی مستقیماً از دل قوانین فیزیک بیرون می‌آید.

اگر یک حلقه سیمی را در محلول صابون فرو ببرید و بیرون بکشید، حباب تشکیل‌شده کمترین سطح ممکن برای پوشش آن دهانه را نشان می‌دهد. این دقیقاً همان چیزی است که در طراحی چادرها و سقف‌های غشایی دنبالش هستیم؛ یعنی فرمی که طبیعت آن را به عنوان بهینه‌ترین حالت تأیید کرده است. پس در سازه‌های سبک، فرم، عملکرد و سازه یک مثلث جدانشدنی‌اند. تغییر در هرکدام، دیگری را تغییر می‌دهد.

معماران تأثیرگذار در شکل‌گیری و توسعه سازه‌های سبک

حالا وقت آشنایی با ذهن‌هایی است که این مسیر را ساختند. هر کدام از این معماران، یک زاویه متفاوت از مسئله «سازه سبک» را حل کردند.

1. نورمن فاستر و توسعه سازه‌های سبک مبتنی بر فناوری و شفافیت

نورمن فاستر

نورمن فاستر (Norman Foster) را می‌توان نماد «هایتک آرکیتکچر» (High-tech) دانست. معماری که فناوری را نه پنهان، بلکه به نمایش می‌گذارد. رویکرد او این بود که اگر سازه قرار است سبک باشد، باید این سبکی دیده شود.

شاخص‌ترین نمونه کارش در این زمینه، سقف شیشه‌ای و کابلی حیاط بزرگ موزه بریتانیا (Great Court) در لندن است. این پوشش که در سال ۲۰۰۰ افتتاح شد، یک دهانه ۷۰۰۰ متر مربعی را با شبکه‌ای از تیرچه‌های فولادی سبک و شیشه، بدون هیچ ستون میانی پوشاند. منطق طراحی دقیقاً همان منطق سازه‌های چادری است؛ یعنی پوشش دهانه بزرگ با کمترین ستون و بیشترین شفافیت.

فاستر ثابت کرد که سبکی و شفافیت، می‌توانند در کنار هم باشند  و این ترکیب، امروز در کاربردهای سقف متحرک در معماری مدرن به یکی از اصلی‌ترین معیارهای طراحی تبدیل شده است.

2. آنتونی گائودی و الهام از فرم‌های طبیعی در سازه‌های سبک

آنتونی گائودی

بیشتر مردم گائودی (Antoni Gaudí) را به عنوان یک هنرمند دیوانه می‌شناسند! اما کسانی که کارش را دقیق‌تر می‌بینند، یک مهندس نابغه می‌یابند که صد سال جلوتر از زمانش فکر می‌کرد.

گائودی برای طراحی کلیسای ساگرادا فامیلیا از یک آزمایش ساده استفاده کرد که «آزمایش زنجیر معلق» یا Catenary Chain نام دارد. او مدل کلیسا را وارونه از سقف آویخت (با زنجیرها و وزنه‌های کوچک) و گذاشت گرانش، فرم را تعیین کند. زنجیر آویزان به خودی خود بهینه‌ترین قوس ممکن را پیدا می‌کند؛ قوسی که در آن هیچ نیروی خمشی وجود ندارد و تنها کشش خالص حکم‌فرماست. وقتی این مدل را برمی‌گردانید، یک قوس فشاری کاملاً بهینه دارید.

این همان منطقی است که در فرم چادرها و سقف‌های غشایی کشیده جاری است. گائودی شاید هرگز یک سازه پارچه‌ای نساخت، اما زبان فکری آن را به معماری معاصر هدیه داد.

3.ولادیمیر شوخوف و پایه‌گذاری سازه‌های سبک شبکه‌ای

ولادیمیر شوخوف

اگر بخواهیم یک نفر را به عنوان «پدر سازه‌های شبکه‌ای» معرفی کنیم، آن شخص ولادیمیر گریگورویچ شوخوف (Vladimir Shukhov) است؛ مهندس روسی که در اواخر قرن نوزدهم کارهایی انجام داد که دنیا چند دهه بعد تازه فهمید چقدر انقلابی بودند.

شوخوف اولین سازه‌های فلزی هذلولی و پوسته‌های مشبک (Gridshell) را در نمایشگاه صنعتی نیژنی نووگورود در سال ۱۸۹۶ اجرا کرد. این سقف‌های توری‌شکل با مصرف فولادی که گاه تنها یک‌دهم سازه‌های مرسوم بود، دهانه‌های بزرگی را می‌پوشاندند. راز این کارایی در توزیع هوشمند نیرو در شبکه بود.

میراث شوخوف امروز در منطق سازه‌های چادری مدرن کاملاً زنده است. کابل‌های پیش‌تنیده که غشای چادری را نگه می‌دارند، همان توزیع نیرو در شبکه را پیاده می‌کنند که شوخوف صد و سی سال پیش کشف کرده بود.

4. گونتر بنیش و طراحی سازه‌های سبک سازگار با اقلیم

گونتر بنیش

تابستان ۱۹۷۲، بازی‌های المپیک مونیخ با تصویری در ذهن جهان ماند که هنوز هم تازه است؛ سقف‌هایی از پارچه پلکسی‌گلاس شفاف که روی دکل‌های بلند و کابل‌های کشیده، ورزشگاه‌ها و محوطه المپیک را پوشانده بودند. طراح این سقف‌ها گونتر بنیش (Günter Behnisch) بود، و آنچه او ساخت یک انقلاب واقعی بود.

برای اولین بار در تاریخ المپیک، یک پوشش از دهانه‌های چند هزار متری با فرم کشیده و سبک اجرا شد؛ نه با بتن و سقف‌های سنگین. اما بنیش فراتر از زیبایی هم فکر کرده بود. این سقف‌ها در تابستان سایه می‌دادند و در عین حال جریان هوا را مختل نمی‌کردند؛ یعنی سازه مطابق با اقلیم آن‌جا کار می‌کرد؛ نه علیه آن.

این رویکرد دقیقاً همان چیزی است که امروز در طراحی سایبان‌ها، سقف‌های متحرک و سازه‌های چادری کاربردی دنبال می‌شود.

5. فرای اتو و رویکرد سازه‌محور در معماری سبک معاصر

فرای اتو

اگر یک نفر باشد که بتوان او را پدر معماری غشایی و چادری مدرن نامید، آن شخص فرای اتو (Frei Otto) است.

او با آزمایش روی حباب‌های صابون، به دنبال کشف فرم‌هایی بود که با کمترین مواد، بیشترین فضا را بپوشانند. رویکرد او این بود که اجازه بدهد فیزیک، فرم را تعیین کند، و معمار فقط این فرم را کشف و اجرا کند.

نمادین‌ترین کار او، پاویون آلمان در اکسپوی مونترال ۱۹۶۷ بود؛ یک سقف غشایی کشیده روی دکل‌های بلند که فضایی سبک، شاعرانه و کاملاً کارآمد می‌ساخت. این پروژه، زبان طراحی سازه‌های چادری را برای همیشه تعریف کرد.

فرای اتو در سال ۲۰۱۵ (چند ماه پیش از مرگش) جایزه پریتزکر را دریافت کرد؛ معتبرترین جایزه معماری جهان. این تأخیر شاید به این دلیل بود که دنیا دیر فهمید کارهای او چقدر بنیادی بودند!

تفکر سازه‌ای و فرمی این معماران، مسیر شکل‌گیری سازه‌های چادری و غشایی امروز را هموار کرده است. از آزمایشگاه اتو تا هر سایبان مدرنی که امروز روی یک فضای عمومی کشیده می‌شود، یک ارتباط مستقیم وجود دارد.

معماران و سازه های کششی

هر کدام از معماران، از یک زاویه به این مسئله نگاه کردند؛ یکی از فناوری آمد، یکی از طبیعت، یکی از ریاضیات، یکی از اقلیم، و یکی از فیزیک خالص. اما همه آن‌ها به یک نتیجه رسیدند که سبکی، نه نشانه ضعف که نشانه هوشمندی است.

امروز تفکر آن‌ها در هر سازه چادری، هر سایبان کشیده و هر سقف متحرکی که روی یک فضای شهری قرار می‌گیرد جاری است. این میراث، در هر پروژه‌ای که با درک درست از نیرو، فرم و متریال طراحی می‌شود، زنده است.

اگر می‌خواهید این تفکر را در پروژه خودتان تجربه کنید، «گروه مهندسی تیوان» با تخصص در طراحی و اجرای سازه‌های پارچه‌ای، سایبان و سقف‌های متحرک، آماده همراهی شماست.

امتیاز شما به مقاله:

تصویر نویسنده :
نویسنده :

حدیث دالوندی

جدیدترین مقالات تیوان
کیفیت مصالح آلومینیومی سقف متحرک

کیفیت مصالح آلومینیومی سقف متحرک؛ ستون فقراتِ سازه

سقف متحرک برقی یا دستی

مقایسه سقف متحرک برقی و دستی | کدام انتخاب هوشمندانه‌تری است؟

سقف متحرک در مشهد

طراحی و اجرای سقف متحرک در مشهد؛ تجربه‌ای نو در معماری فضای باز

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *